خرید بک لینک

<<کجاست برادرم؟ کجاست یاورم؟

امروز پیش از همه، اجازه نبرد خواستی. گفتم: عباسم! اذا مضیت تفرق عسکری... اگر از دستم بروی، سپاهم از هم می گسلد.

نورچشمم علی اکبر، یادگار برادرم قاسم، تمام یاران، برادران، برادرزادگان و خواهرزادگانمان را پیش تو فرستادم. عزیزترینم! تا تو بودی امید و رغبت و انگیزه حیات هم بود...

آنگاه که همه رفتند با چشمانی اشکبار و لحنی ملتمسانه آمدی که: <<مولای من! به خدا که جگرم از داغ رفتگان می سوزد و زندگی را بی اینان خوش نمی دارم. آقای غریب و بی کسم، بگذار بجنگم!>>

بگذارم بجنگی؟ تو آخرین امید و عزیزترین کس حسینی. تو ماه خاندان بنی هاشمی. تو جگربند و تکیه گاه منی. اگر گزندی به وجود نازنینت برسد چه؟ اگر زنان و اطفال خیمه گاه خبردار شوند که به تو چشم زخمی رسیده، بند دل و رشته امیدشان پاره می شود... نه برادرم، نه امیدم، نه... جنگ نه، اما کودکان تشنه اند. اگر می توانی، تنها قدری آب...


آه، آه، آه...عباسم! آیا در خوابی که امید بیداریت را داشته باشم. بر من دشوار است که تو را به زمین تفته غرقه به خون بنگرم.

الان انکسر ظهری و قلت حیلتی و شمت بی عدوی.

حال، کمرم شکست و رشته تدبیرم گسست و دشمنم به زبان شماتت در بست

برگرفته از کتاب <<ماه به روایت آه>> اثر منتشر شده توسط ابوالفضل زرویی نصرآباد

درباره زندگانی حضرت ابوالفضل العباس (ع) از بدو تولد تا هنگام واقعه عاشورا

برچسب: کتاب ماه به روایت آه,دانلود کتاب ماه به روایت آه,خرید کتاب ماه به روایت آه,معرفی کتاب ماه به روایت آه,دانلود رایگان کتاب ماه به روایت آه, نویسنده: پندار اکبری تاريخ: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 15:47

صفحه بندی